گرگ هفلی و خانوادهاش میخواهند از شهر خارج شوند. با وجود سرمای هوا و اضطراب نزذیک شدن فصل تعطیلات، خانواده هفلی تصمیم میگیرند به استراحتگاه جزیرهای گرمسیری پناه ببرند تا مدتی با خیال آسوده استراحت کنند. چند روز استراحت در بهشت می تواند برای گرگ هفلی و خانوادهاش بی نهایت لذتبخش باشد. اما خیلی زود خانواده هفلی متوجه میشوند در بهشت اوضاع آنطور نیست که فکر میکردند…
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
نونا و عمویش همراه هم سفر میکنند تا به پنجرههای ساختمانی که در جنگ ویران شده، شیشههای رنگی بیندازند.
در این ماموریت مرموز نونا متوجه جادوی قوی و اهریمنی میشود که میخواهد همه چیز را نابود کند.
آیا او میتواند از کسانی که دوستشان دارد محافظت کند حتی اگر به معنای مبارزه با تاریکی باشد؟
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
تابهحال، مدرسه راهنمایی برای گرگ هفلی واقعاً لذتبخش نبوده است. بنابراین وقتی مسئولان شهر تهدید میکنند
که میخواهند ساختمان مدرسهی در حال فروپاشی را ببندند، او خیلی هم از این موضوع ناراحت نمیشود.
اما وقتی متوجه میشود که این به معنی آن است که باید او را به مدرسهای متفاوت از بهترین دوستش، رالی جفرسون، بفرستند، حس و حالش تغییر میکند. آیا گرگ و همکلاسیهایش میتوانند مدرسهشان را قبل از اینکه برای همیشه تعطیل شود، نجات دهند؟ یا این شروع فصلی کاملاً جدید برای گرگ خواهد بود؟
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
وقتی دوست اتان ویلد، آقای چن، کشته میشود او باید ساختن ماشین پرواز را متوقف کند. آنها به دور از چشم آدمهای بد ماشین پرواز میسازند، اما در امان نگهداشتن ماشین خانوادهی اتان را در خطری وحشتناک قرار میدهد. او با گزینههای هولناکی روبهرو است. پرواز یا خانواده؟ کدام یک را باید انتخاب کند؟
2,100,000 ریال
2,100,000 ریال
950,000 ریال
2,200,000 ریال
وقتی بارش سنگین برف باعث تعطیلی مدرسه گرگ هفلی میشود، خیابان او تبدیل به میدان جنگ زمستانی میشود. گروههای رقیب بر سر قلمرویشان میجنگند، قلعههای مستحکم برفی میسازند و خیابان را به میدان گلولههای برفی تبدیل میکنند. گرگ و صمیمیترین دوستش، رالی جفرسوننیز در راس این درگیریها قرار دارند…
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
الا دختر جدید مدرسه است. او کسی را نمیشناسد و هیچ دوستی ندارد. و تازه، او یک راز بسیار ترسناک و جدی دارد. وقتی لیدیا، پرطرفدارترین دختر مدرسه، تصمیم میگیرد دوست صمیمی جدید الا باشد، الا باورش نمیشود که اینقدر خوششانس باشد. اما لیدیا واقعا چه میخواهد؟
و کل ماجرا چه ربطی به مولی دارد، همان دختر ساکت و کمرویی که حاضر نیست با کسی حرف بزند؟
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
ووندر یازده سال دارد. کتابچه ای دارد به اسم دروازه ی میراکل که در آن تمام داستانها و اتفاقهای غیرعادی را مینویسد، خاطراتی را ثبت میکند که معجزهاند. داستانهایش را از روزنامه ها یا مردم دوروبرش پیدا میکند. او به معجزه اعتقاد دارد. اما وقتی خواهر هشت روزهاش میمیرد، اعتقادش را از دست میدهد. چون میداند خواهرش دیگر هرگز زنده نمیشود و برنمیگردد. چون افسردگی و ناامیدی پدرومادرش را میبیند. بعد با دختری به اسم فای آشنا میشود که او هم پدربزرگش را از دست داده است. آنها خانهای متروکه در کنار گورستان پیدا میکند که پیرزنی اسرارآمیز در آن زندگی میکند که احتمالاً جادوگر است. پیرزن از آنها کمک میخواهد، میگوید نامههایش را به دست افراد خاصی برسانند. ووندر صاحب خیلی از نامهها را می شناسد، زیرا کسانی هستند که خودش قصه ی معجزهی آنها را در دفترچهاش ثبت کرده است. پس از آن جادوگر بچهها را برای پیدا کردن شاخهی درختی به سفری پرماجرا میفرستد، درختی که در گورستان کاشته میشود و برای ووندر و فای و تمام اهالی شهر که عزیزی را از دست داده اند، تسکین دهنده و آرامشبخش است
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
بعد از بازی افتضاح در مسابقات مدرسه، گرگ به این نتیجه
میرسد که هر گاه پای ورزش حرفهای به میان میآید، او رسما باید بازنشستگیاش را اعلام کند. اما بعد از آنکه مادرش به او اصرارمیکند که در ورزش تیمی، شانس دیگری به خودش بدهد، او با اکراه میپذیرد که در بسکتبال ثبتنام کند. وضعیت گرگ در آزمونهای گزینشی خراب است و او میداندتوفیقی به دست نخواهد آورد. اما به شکلی ناباورانه وارد یکی از تیمهای شهرشان میشود.
وقتی گرگ و همتیمیهای جدیدش وارد رقابتها میشوند، شانس برنده شدنشان حتی در یک بازی هم دور از انتظار است. اما در ورزش هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. وقتی پای
برد و باخت وسط است و توپ در میان دستان گرگ قرار دارد، آیا او از این فرصت استفاده میکند؟
یا پرتاب مهم و بزرگش را از دست میدهد؟
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
این بار گرگ هفلی زیر فشار زیادی است. مادرش فکر میکند بازیهای رایانهای مغز او را تنبل میکنند، برای همین دلش میخواهد پسرش این بازیها را کنار بگذارد و از قدرت خلاقیتش استفاده کند. هالووین که این بار گویا به قدر کافی ترسناک نیست، نزدیک است و ترس و وحشت از هر طرف سراغ گرگ هفلی میآید. وقتی او کیسه پاستیلهای کرمی را پیدا میکند، فکر بکری به ذهنش میرسد. آیا گرگ میتواند با ساختن فیلمش، نظر مادرش را جلب کند و با این کار پولدار و مشهور شود؟ یا این کار فقط دردسرهای گرگ را بیشتر میکند؟
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
بیعرضگیهای گرگ هفلی ادامه دارد و او هرگز تغییر نخواهد کرد. کسی باید این واقعیت را برای پدر گرگ توضیح بدهد. میدانی، فرانک هفلی فکر میکند میتواند از پسرش مرد بسازد ، برای همین او را در کلاسهای ورزشی و گروه پیشاهنگی ثبتنام میکند. البته گرگ به آانی از نقشه هایی که پدرش برای تغییر دادن او کشیده است، میگریزد. اما وقتی پدر گرگ تهدیدش میکند که او را به مدرسهی افسری میفرستد، گرگ میفهمد که باید هر چه زودتر تکانی به خود بدهد… وگرنه باید سوار کشتی شود و به مدرسهی افسری برود.
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
جنگ جادوگرها تمام شده و تیگا در حال تبدیل شدن به یک جادوگر تمام عیار است. اما وقتی دوستش پگی جادوگر برتر شده ناپدید میشود و دو جادوگر وحشتناک کنترل شهر را به دست میگیرند اوضاع خراب میشود. بقیه کجا هستند و چرا نیگا برای به هم ریختن اوضاع سرزنش میشود؟
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
تصویری که ما از جادوگرها در ذهن داریم این شکلی است. زنهای بدجنسی که در پاتیلهای شربت های چسبناک درست میکنند و روی جاروهایشان به پرواز درمیآیند. جیغ میکشند، نفرین میکنند و گربهی سیاه نگه میدارند و… اما تمام این تصورات بیهودهاند. اگر میخواهید حقیقت را بدانید شاید باید زیر لولههای ظرفشویی آشپزخانه دنبالش بگردید.
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
گرگ هفلی همیشه عجله دارد که زودتربزرگ شود امابزرگ شدن هم دردسرهای مخصوص به خودش را دارد. او ناگهان با فشارهای زیادی روبرو و درگیراتفاقهای عجیبی میشود مثل مهمانیهای شبانه افزایش مسئولیتهایش و حتی تغییرات ناشی از سن بلوغ بعداز دعوا و قهر بادوست صمیمیاش رالی آیا گرک میتواند به تنهایی از پس این مسئولیتها بربیاید وباحقایق زشت زندگی مواجه شود.
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال
گرگ هفلی و خانوادهاش با تغییراتی اساسی روبرو هستند. آنها میخواهند دستی به سر و روی خانهشان بکشند و آن را بزرگتر کنند. اما با وجود جانوران ناخوانده، کپکهای سمی و دیوارهای پوسیده، خیلی زود گرگ فهمید آنقدرها که فکر میکردند، نوسازی خانهشان آسان نیست. وقتی آبها از آسیاب میافتد، آیا گرگ هفلی و خانوادهاش در همان خانه میمانند یا مجبور میشوند از شهر خارج شوند؟
2,000,000 ریال
2,000,000 ریال