یک داستان خانوادگی در طبیعت زیبایی از کشور کانادا در تعطیلات تابستان
پدر بزرگ خواهران اسنولی تنها در خلیج میستی زندگی میکند.
مادر با فرزندانش که سه دختر و یک نوزاد پسر هستند از شهر ونکوور به خلیج میستی، نزد پدر بزرگ میروند تا از نزدیک از حال او با خبر شوند.
مادر به آنها می گوید پدربزرگ بیمار است، اما بیماریاش کند پیش میرود.
خواهران اسنولی به زودی درمی یابند در آن نزدیکی جزایری هست که جزو ملک پدربزرگ است و بین مردم محلی به “ جزایر پریان” معروف است و پر از داستانهای مرموز درباره ی خانواده آنهاست .
خواهران اسنولی مخفیانه برنامهریزی میکنند تا به جزایر پریان بروند و راز پنهان خانواده را کشف کنند. به امید آن که بتوانند به پدر بزرگ و خانواده کمک کنند .
1,700,000 ریال
1,700,000 ریال
خیلی عجیب است. جورج کمتر از دو روز با ما بوده. اصلا حرف نزده. هیچکس درکش نمی کند . احتمالا عجیبترین پسری است که هر یک از ما دیده ایم. لحظهای مثل بقیه ما به نظر میرسید و لحظه ای بعد هیچ شباهتی به ما نداشت.
شاید اصلا انسان نباشد.
ولی روی همه ما تاثیر گذاشته است و حالا که نیست، انگار حفرهای در زندگی همه ما به جا گذاشته است.
2,500,000 ریال
2,500,000 ریال
ایمپ، یک هیولای کوچک است که در سرزمین هیولاها به دنیا آمده. اما او با بقیهی هیولاهای زشت و ترسناک فرق دارد. او بیشتر شبیه یک انسان است تا هیولا و نمیداند دلیل این تفاوت چیست. ایمپ کوچک تصمیم میگیرد به سرزمین انسانها برود. او با سه هیولای کوچک و دوستداشتنی دیگر همراه میشود. اما هیولاهای ترسناک سعی میکنند ایمپ را به سرزمین هیولاها برگردانند… آیا ایمپ کوچک موفق میشود هیولاهای بزرگ و بدجنس را شکست دهد و بین انسانها برگردد تا در خانوادهای معمولی زندگی کند؟!
(این کتاب یک داستان تخیلی است.)
«دوستداشتن بهترین چیزیه که وجود داره. منشأ همهی خلاقیتها و شجاعتهاست…» (از متن کتاب)
2,600,000 ریال
2,600,000 ریال
پدربزرگ میا ناپدید میشود و کسی علتش را نمیداند. میا و مادرش برای دلجویی از مادربزرگ به آن دهکده میروند و میا در آنجا با دختری به نام دی دوست میشود. اما چرا به نظر میرسد او با دی فاصلهی زیادی دارد؟ چرا دی ادعا میکند طوفانی سهمگین در راه است، در حالی که میا آسمان را آبی میبیند؟ آیا میا میتواند کلید این راز را پیدا کند و قبل از اینکه زمان و امواج، آیندهی پدربزرگ را بشویند و ببرند، او را پیدا کند؟
2,100,000 ریال
2,100,000 ریال
نونا و عمویش همراه هم سفر میکنند تا به پنجرههای ساختمانی که در جنگ ویران شده، شیشههای رنگی بیندازند.
در این ماموریت مرموز نونا متوجه جادوی قوی و اهریمنی میشود که میخواهد همه چیز را نابود کند.
آیا او میتواند از کسانی که دوستشان دارد محافظت کند حتی اگر به معنای مبارزه با تاریکی باشد؟
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
وقتی دوست اتان ویلد، آقای چن، کشته میشود او باید ساختن ماشین پرواز را متوقف کند. آنها به دور از چشم آدمهای بد ماشین پرواز میسازند، اما در امان نگهداشتن ماشین خانوادهی اتان را در خطری وحشتناک قرار میدهد. او با گزینههای هولناکی روبهرو است. پرواز یا خانواده؟ کدام یک را باید انتخاب کند؟
2,100,000 ریال
2,100,000 ریال
2,200,000 ریال
ووندر یازده سال دارد. کتابچه ای دارد به اسم دروازه ی میراکل که در آن تمام داستانها و اتفاقهای غیرعادی را مینویسد، خاطراتی را ثبت میکند که معجزهاند. داستانهایش را از روزنامه ها یا مردم دوروبرش پیدا میکند. او به معجزه اعتقاد دارد. اما وقتی خواهر هشت روزهاش میمیرد، اعتقادش را از دست میدهد. چون میداند خواهرش دیگر هرگز زنده نمیشود و برنمیگردد. چون افسردگی و ناامیدی پدرومادرش را میبیند. بعد با دختری به اسم فای آشنا میشود که او هم پدربزرگش را از دست داده است. آنها خانهای متروکه در کنار گورستان پیدا میکند که پیرزنی اسرارآمیز در آن زندگی میکند که احتمالاً جادوگر است. پیرزن از آنها کمک میخواهد، میگوید نامههایش را به دست افراد خاصی برسانند. ووندر صاحب خیلی از نامهها را می شناسد، زیرا کسانی هستند که خودش قصه ی معجزهی آنها را در دفترچهاش ثبت کرده است. پس از آن جادوگر بچهها را برای پیدا کردن شاخهی درختی به سفری پرماجرا میفرستد، درختی که در گورستان کاشته میشود و برای ووندر و فای و تمام اهالی شهر که عزیزی را از دست داده اند، تسکین دهنده و آرامشبخش است
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
جنگ جادوگرها تمام شده و تیگا در حال تبدیل شدن به یک جادوگر تمام عیار است. اما وقتی دوستش پگی جادوگر برتر شده ناپدید میشود و دو جادوگر وحشتناک کنترل شهر را به دست میگیرند اوضاع خراب میشود. بقیه کجا هستند و چرا نیگا برای به هم ریختن اوضاع سرزنش میشود؟
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
تصویری که ما از جادوگرها در ذهن داریم این شکلی است. زنهای بدجنسی که در پاتیلهای شربت های چسبناک درست میکنند و روی جاروهایشان به پرواز درمیآیند. جیغ میکشند، نفرین میکنند و گربهی سیاه نگه میدارند و… اما تمام این تصورات بیهودهاند. اگر میخواهید حقیقت را بدانید شاید باید زیر لولههای ظرفشویی آشپزخانه دنبالش بگردید.
2,200,000 ریال
2,200,000 ریال
رُز کالتر تقریبا به خانه رسیده است. اما اتومبیلش در صحرای نوادا خراب میشود و صدایی از رادیو، سکوت شب را میشکند که متعلق به بهترین دوستش، گابی، است. همان پیغامی که رز بارها و بارها در طول سال گذشته آن را گوش کرده است. آخرین پیغامی که گابی قبل از مرگش فرستاده است. بنابراین رز در مسیر نزدیکترین برج مخابراتی پیش میرود و به دره لوتوس میرسد، شهر کوچکی که پیشگویی در آن امری عادی است، در هر گوشه و کنارش رازی نهفته است و کافهای افسانهای دارد. علاوه بر اینها، بنا به گفتهی کیسی کرین، سومین پیشگوی صادق شهر، مردم آنجا منتظر رز بودهاند. زیرا در یکی از پیشگوییهای آنها رز بوده است، همان که طبق آن گفته شده است سیلی فقط ظرف سه روز درهی لوتوس را نابود میکند. به باور رز اگر این پیشگویی درست باشد، بدترین ترس او تایید میشود؛ اینکه بیماری اختلال اضطراب پس از سانحه که پس از مرگ گابی گرفتار آن شده است، تغییری در او ایجاد کرده و قادر به مقابله با آن نیست. رز با کمک دوستان جدیدش، برای متوقف کردن سیل تلاش میکند اما ارتباطش با سیل و همچنین عجیب بودن آن شهر کوچک، خیلی عمیقتر از تصورش در ذهنش جای میگیرد. ربکا ماهونی رمانی پیرامون مکانهای تخیلی، پیدا کردن خانواده، قدرت غم یا خاطرات و پذیرش مسیر پایان بخشیدن به آنها را خلق کرده است که مخاطب را میخکوب و ذهن او را چنان درگیر میکند که گویی با شخصیتهای آن همراه است.
2,400,000 ریال
2,400,000 ریال
از وقتی پنهلوپ به یاد میآورد، موهایش مثل مادربزرگش خاکستری بود و بوی آتش میداد. یا اینکه از قبل میدانست مادرش لحظه بعد چه خواهد گفت. همیشه در روز تولد او باران میبارد، باران عجیبی که هیچکس را خیس نمیکند. اما یک روز صبح پنهلوپ با موهای سرخ درخشان از خواب بیدار میشود و پا به ماجرایی شگفتانگیز میگذارد. ماجرایی که زندگیاش را کاملاً تغییر میدهد.
2,100,000 ریال
2,100,000 ریال
مردم میدانند دستهای آغشتهبهخون چه شکلی دارند. تاوانی وجود دارد که باید پرداخته شود. اگر من دختری موردعلاقه بودم یا اگر لیر هم متقابلاً مرا دوست میداشت و احترام عشقی را که نثارش کردم نگه میداشت، شاید سرنوشت دیگری داشتم. بچهها هیچ کار بدی نکردند. هیچ کار بدی نکردند. بزرگتر شدند، با نغمهی زندگی خواندند و بالغ شدند. ولی با گذشت زمان، احساس کردم خودم دارم نامرئی میشوم. شک و تردیدم به دورتادور بدنم، به جاهایی که از طریق آنها با دنیا پیوند میخوردم، بیشتر شد. مانند شالی بودم که درست بافته نشده باشد. آخرش هم بهخوبی بقیه نبودم. تنها لازم بود نخی از تاروپود پارچه کشیده شود تا از هم گسیخته شوم.
2,100,000 ریال
2,100,000 ریال
حتی احساسات خوب هم کافی نیستن. وقتی عشق به پایان میرسه، چه اتفاقی میافته؟ وقتی خوشبختیمون از ما گرفته میشه؟
زمانی که همهی امیدمون رو از دست میدیم؟ احساسات خوب در رو به روی احساسات بد باز میکنن. بهتره اصلا اون احساسات رو نداشته باشیم. گُل فراموشی به همین روش عمل میکنه.
2,400,000 ریال
2,400,000 ریال
جنگ بر فراز امپراتوری مارشالها سایه افکنده است.
هلین آکوئیلا، سنگچشم خونی، مشتاق است از جان خواهرش و همهی ساکنان امپراتوری محافظت کند. اما او میداند خطر در هر طرف کمین کرده. امپراتور مارکوس، مغلوب گذشتهاش، روز به روز بیثباتتر و خشنتر میشود، درحالیکه کریس ویتوریا، فرماندهی ظالم، از بیثباتی امپراتور برای افزایش قدرت خود استفاده میکند و برایش مهم نیست چه کشتوکشتاری به جا میگذارد.
در شرق، لایا، اهل سرا میداند سرنوشت جهان نه به توطئههای دربار مارشالها، بلکه به متوقف کردن شبآور گره خورده. اما لایا در تلاش برای شکست دادن او با تهدیدهای غیرمنتظرهای از جانب کسانی روبرو میشود که امیدوار بود کمکش کنند و پایش به نبردی باز میشود که هرگز تصور نمیکرد مجبور شود در آن بجنگد.
و در سرزمین بین زندهها و مردهها، الایس ویتوریس قید آزادیاش را زده تا به عنوان روحگیر خدمت کند. اما با این کار خود را به قدرتی باستانی زنجیر کرده که تسلیم شدن کامل او را میطلبد.
حتی اگر این به معنای رها کردن زنی باشد که قلب الایس برایش میتپد.
3,400,000 ریال
3,400,000 ریال
لايا يک برده است و الايس يک سرباز. هيچ کدامشان آزاد نيستند. در امپراتوري مارشالها مجازات نافرماني مرگ است. کساني که جسم و خونشان را به امپراتور پيوند نميزنند، با خطر اعدام عزيزانشان و نابودي هر چه که برايشان ارزشمند است روبرو ميشوند. لايا در اين دنياي بيرحم همراه پدربزرگ و مادربزرگ و برادر بزرگترش در محلهاي فقيرنشين زندگي ميکند.آنها پيرو امپراتوري هستند چون ميدانند چه بلايي سر مبارزهطلبها ميآيد. ولي وقتي برادر لايا به اتهام خيانت بازداشت ميشود، لايا مجبور ميشود تصميم مهمي بگيرد. او در ازاي کمک شورشيهايي که قول نجات برادرش را ميدهند، زندگياش را به خطر مياندازد تا در بزرگترين آکادمي نظامي امپراتوري جاسوسي کند. در آنجا با الايس آشنا ميشود، سربازي که سعي دارد از بيرحميهايي که براي آن آموزش ميبيند فرار کند. لايا و الايس خيلي زود ميفهمند سرنوشتشان در هم گره خورده و انتخابهايشان سرنوشت امپراتوري را تا ابد تغيير خواهد داد. ولي آيا ميتوانند با تقديرشان بجنگند؟
3,100,000 ریال
3,100,000 ریال